جمعى از اطباء

583

مجموعه پزشكى ( فارسي )

الكتريسيته ساكن است و براى اين منظور بايد بيمار را روى چهار پايه عايقى كه برروى ميله هاى هادى قرار دارد گذارد به اين ترتيب بيمار تقريبا بجاى يكى از قطب هاى ماشين بوده والكتريسيته دائما وارد بدنش شده و از تمام نقاط آن بيرون ميرود . براى از بين بردن علائم مختلفه نوراستنى وبويژه دردهاى گوناگون جريان فاراديك يا جاروى الكتريكى يا دياترمى مفيد مىباشد . درمان با مالش ( ماسوتراپى ) - مالش تمام بدن در بيماران مبتلا بنوراستنى كه زياد ضعيف شده يا آنهائيكه بسستى مغز تيره دچارند اثر خوبى دارد و اگر اين روش درمان را يا ژيمناستيك سوئدى توأم كنند نتيجه بهترى حاصل مىشود . درمان روحى - لازمست بيمار را مطمئن ساخت كه بيمارى او بادرمان منظم ونسبتا طولانى كاملا بهبودى مييابد و طورى وانمود كه بيمار بهيچوجه ملتفت نشود كه مرض خيالى دامنگير او شده است . براى اينكه بزشك بتواند نفوذ روحى كاملى در بيمار خود داشته باشد بايستى او را از محيط خانه وفاميلى كه در آنجا به نوراستنى مبتلا شده جدا ساخته در نقطهء ديگرى او رامنفرد ساخت . در اشكال خفيف بيمارى ممكن است بيمار را از كارهاى روزانه اش منع كرد ولى به او اجازه داد كه درميان فاميلش بسر برد . در اشكال سخت تر بايد ببيمار توصيه كرد كه از زن ، شوهر يا فرزند خود كناره گيرد تا در اثر معاشرت با آنها اضطراب هاى فكرى پيش نيايد ولى گاهگاهى مىتواند آنها را به بيند يا باآنها مكاتبه نمايد . دراين موارد ممكن است معاشرت با بعضى از افراد فاميل مثلا پدر يا مادر را غدغن كرد ولى برخى ديگر رامانند شوهر اجازه داد كه بيمار را ملاقات نمايند . در اشكال خيلى سخت منفرد ساختن كامل بيمار حتما لازمست . بطور كلى پزشك بايد نفوذ كاملى بر بيمار خود داشته باشد تا بتواند در تمام دقايق روز او را تحت نظر گرفته با تسلى دادن وراهنمائى او نتيجه مطلوب بدست آورد . در بعضى اوقات درمان روحى با شدت تمام بايد انجام گيرد باصطلاح ميگويند ‹ ‹ به اين بيماران بايستى شلاق روحى زد › › يعنى لازمست به آنها امر كرد وباكمال جديت انجام آن را از آنها خواست و براى اينكه نتيجهء حاصل شود گاهى اتفاق ميافتد كه بايد قدم قدم در كارهاى روزانه بيمار ، عقايد ، تعبيرات ، طرز كار وغيره او دخالت نمود او را تحت نظر داشت زيرا فقط همين طريقه درمان است كه ممكن است بموفقيت انجامد . استراحت - در تمام بيماران خستگى جسمى وروحى مضراست ولى از طرف ديگر نبايد آنها را بيكار گذاشت زيرا بيكارى و گوشه گيرى نيز براى اين بيماران بيفايده ولازمست آنها را به كارهاى مختلف ومتغير واداشت - استراحت كامل تنها در نوراستنى هاى شديدى كه با سستى اعصاب وعضلات همراهند و همچنين در سستى مغزتيره جايز است . مسافرت و تغيير مكانهاى متوالى چندان تعريفى ندارد و بهتر اين است كه اين نوع گردش ها در دوره نقاهت توصيه گردد ( زندگى در ييلاق يا امكنهء كه ارتفاعشان 700 تا 1000 متر باشد ) در بيمارانى كه مبتلا بضعف دماغى ( 1 ) شده اند استراحت فكرى خيلى مؤثر است ولى بيكارى كامل نيز براى كسانى كه به كار هاى فكرى عادت دارند چندان خوب نيست .

--> ( 1 ) Cerebroasthenique